تبليغاتX
صور اسرافيل
 
درباره وبلاگ


صحيفه ي سجاديه : وَ إسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصورِ الشاخِصُ الذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الاْ ء ذْنَ وَ حُلُولَ الاْ مْرِ، فَیُنَبهُ بِالنفْخَةِ صَرْعَی رَهَآئِنِ الْقُبُورِ؛ «و ای پروردگار! درود و تحیات خود را بفرست بر إسرافیل که دارای صور است، و چشم گشوده آماده است و در انتظار اذن و فرود آمدن فرمان تست؛ تا بدینوسیله افتادگان گِرو قبرها را آگاه کند و بیدار و زنده گرداند.»

صور اسرافيل
سكوت من سرود من است.




حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!



91/02/21 :: 13:39 ::  نويسنده : مهدی توکلی

هر زمان كه از جور ِ روزگار

و رسوایی ِ میان ِ مردمان

در گوشه ی تنهایی بر بینوایی ِ خود اشك می ریزم،

و گوش ِ ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل ِ خویش می آزارم،

و بر خود می نگرم و بر بخت ِ بد ِ خویش نفرین می فرستم،

و آرزو می كنم كه ای كاش چون آن دیگری بودم،

كه دلش از من امیدوارتر

و قامتش موزون تر

و دوستانش بیشتر است.

و ای كاش هنر ِ این یك

و شكوه و شوكت ِ آن دیگری از آن ِ من بود،

و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم

كه حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده ام

كمترین خرسندی احساس نمی كنم.

اما در همین حال كه خود را چنین خوار و حقیر می بینم

از بخت ِ نیك، حالی به یاد ِ تو می افتم،

و آنگاه روح ِ من

همچون چكاوك ِ سحر خیز

بامدادان از خاك ِ تیره اوج گرفته

و بر دروازه ی بهشت سرود می خواند

و با یاد ِ عشق ِ تو

چنان دولتی به من دست می دهد

كه شأن ِ سلطانی به چشمم خوار می آید

و از سودای مقام ِ خود با پادشاهان، عار دارم..

 



91/01/14 :: 0:2 ::  نويسنده : مهدی توکلی

هيچ چيز براي هميشه به روندي نادرست تن در نمي دهد.



90/12/16 :: 20:13 ::  نويسنده : مهدی توکلی

جبرئيلي را بر استن بسته اي
پر و بالش را به صد جا خسته اي
پيش او گوساله بريان آوري
كه كشي او را به كهدان آوري
كه بخور اين است ما را لوت و پوت
نيست او را جز لقاءالله قوت



90/12/01 :: 23:28 ::  نويسنده : مهدی توکلی

قارنه روستایی تاریخی است که در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان اصفهان واقع در پناه گاه حیات وحش پارك ملی كلاه قاضی قرار دارد. این روستا در بخش جرقویه در شهرستان اصفهان واقع شده‌است. قدمت این روستا به حدود ۳۵۰۰تا ۷۰۰۰ سال تقریب زده می‌شود. جمعیت فعلی این روستا به دلیل خشکسالی‌های متعدد، از ۱۰۰ نفر تجاوز نمی‌کند. کنار این روستا و سمت کوه قارنه قبرستانی با قدمت بالا وجود دارد.
نمایی از روستای قارنه

ویژگی برجسته

در سال‌هایی نه چندان دور این روستا از روستاهای پر رونق بوده‌است. بناها وعمارت‌های این روستا خشتی وگلی بوده وعلی رغم گذشت سال‌های بسیار پرمخاطره همچنان پا برجا هستند.. شغل اکثر اهالی در حال حاضر کشاورزی، دامداری و کارمند در واحدهای اداری و صنعتی اطراف است. در نزدیکی این روستا کوه قارنه با بلندی ۳۵۰ متر و ارتفاع ۱۹۷۰ متر از سطح دریا قرار دارد که بر رویقله كوچكی که در نزدیک این کوه‌است نیایشگاه آناهیتا قرار دارد. آناهیتا فرشته و نگهبان آب و فراوانی و زیبایی و باروری در نزد ایرانیان دارای مقام بلند و ارجمندی بوده‌است. طبق بررسی‌های باستان شناسی، شواهدی از کاربرد تیرهای آهنی در پی این بنا وجود دارد. مصالح بکار رفته در این نیایشگاه لاشه سنگ و گچ و بست‌های آهنی است. هم اکنون تنها صحن این بنای باقی مانده‌است. علت خرابی، استخراج بسط آهنی و دیگر مصالح در بعد از اسلام، عوامل طبیعی و تعرضات ای که در دوره معاصر توسط افراد سود جو انجام شده‌است می‌باشد. معماری فعلی این روستا مربوط به دوران قاجاریه‌است.

نیایشگاه آناهیتا
نیایشگاه آناهیتا نمایی از روستا

این روستا در گذشته ایی نه چندان دور دارای آبی کافی بوده‌است که کشاورزی پر رونقی را برای اهالی همراه آورده بود. شاهد این مورد عکس‌های ماهواره ایی است که وسعت کشت و زرع را در این ناحیه نشان می‌دهد. منابعی آبی که استفاده می‌شده‌است همگی حاصل ابداعات بشری بوده و در گذشته موارد زیر بوده‌اند:

۱-آب انبار ۲-قنات‌ها ۳-چاه‌های آب ایی که در خانه‌ها وجود داشته‌است.

آب انبار بزرگ این روستا که بیشتر شبیه یک دریاچه مصنوعی است، در زمان قدیم در طول سال آب داشته و آب خود را از سیلاب‌ها و قنات‌ها تامین می‌کرده‌است. طبق گفته اهالی آب این دریاچه در زمستان یخ می‌بسته و در بعضی موارد ضخامت آن به حدی بوده‌است که گله ایی گوسفند می‌توانسته از رو ی آن عبور کند.

این روستا در دهه ۱۳۴۰ دچار کم آبی می‌شود که علت آن استفاده نادرست از آبهای زیر زمینی با حفر چاه‌های عمیق با دبی خروجی بالا است. خشکسالی علت اصلی کوچ اهالی به دهستان‌های اطراف و شهر اصفهان است. با وجود کم آبی مردم این روستا هنوز هم به کشاورزی مشغول اند و چهره این روستای تاریخی را زنده نگاه داشته‌اند. با عبور خط لوله انتقال آب از کوهرنگ به یزد از کنار کوه قارنه، این روستا سهمیه آب شرب را بدست آورد.

معماری روستا

خانه اربابی 
روستای قارنه به‌عنوان یک روستای خان‌نشین، چند سرای اربابی دارد. در اطراف بافت کلی روستا نیز دیواره‌ای بلند و چند برج از خشت و گل هستند و در بعضی قسمت‌ها شواهدی از لاشه‌چینی‌های سنگین به‌چشم می‌خورد. این قلعه روستا چند خانهٔ اربابی با تزیینات بسیار پرکار نقاشی دیواری، تزیینات مقرنس، کاشی‌کاری هفت‌رنگ، گچ‌بری، آیینه‌کاری و نماسازی‌های آجری دارد. هم‌چنین دارای چهار حیاط و هشتی‌های مرتبط با آن است و هر حیاط به‌جز فضای سبز، دارای چاه‌های آب، حوض و فواره‌است.


90/11/29 :: 9:18 ::  نويسنده : مهدی توکلی

دعوت دوست

بشنو ای محبوب

 که مقصود آفرینش تویی

نقطه مرکز و محیط کائنات تویی

آن مشیت و فرمان

که بین آسمان و زمین در حرکت است تویی

بسیط و مرکب تویی

من ادراک را در تو آفریدم

تا آیینه دیدارمن باشد

اگر مرا ادراک کنی خود را نیز در خواهی یافت

اما اگر در سودای خود باشی

طمع مدار که هرگز با ادراک نفس خود مرا ادراک کنی

تو به چشم من توانی دید، مرا و خود را

و به چشم خود نخواهی دید ،مرا و خود را

 

ای محبوب

چه بسیار که تو را خواندم وتو  آوای من نشنیدی

چه بسیار که جمال خود را بر تو نمودم

و تو رؤیت نکردی

چه بسیار خود راچون رایحه ای خوش در عالم پخش کردم

ومشام تو آن را احساس نکرد

پس خود را چون طعامی در خوان هستی نهادم

وتو از آن تناول نکردی و نچشیدی

چرانمی توانی در لمس اشیا مرا احساس کنی

و در شامۀ گل سرخ مرا ببویی

چرا مرا نمی بینی

چرا مرا نمی شنوی

چرا ، آخر چرا؟

من از هر لذتی برای تو برترم

من از هر آرزویی مطلوب ترم

و از هر جمال زیباترم

زیبا منم ، ملیح و جذاب منم

مرا دوست بدار

و غیر مرا دوست مدار

به من بیندیش و در سودای من باش

در سودای دیگری مباش

مرا در آغوش گیر

مرا ببوس

که وصالی چون وصال من نخواهی یافت

دیگران همه تو رابه خاطر خود دوست دارند

و من تو را به خاطر خودت دوست دارم

و تو از من می گریزی،

 

ای محبوب

تو با من در عشق ، مصاف انصاف نتوانی داد

زیرا  اگر تو قدمی به  من نزدیک شوی

من صد گام به تو نزدیک خواهم شد

من از نفس به تو نزدیک ترم

من از جان و نفَس به تو نزدیک ترم

غیر از من کیست که با تو چنین رفتار کند

مرا بر تو غیرت است

و دوست ندارم که تو را نزد غیر ببینم

حتی نخواهم که تو با خود باشی

نزد من باش تا نزد تو باشم

و چنان نزد من باش که از آن بی خبر باشی

 

ای محبوب

بیا تا پیش رویم به سوی وصال

اگر بر سر راه وصال ، فراق را یافتیم

طعم فراق را به او خواهیم چشاند

 

ای معشوق بیا دست در دست هم نهیم

و به پیشگاه آن حقیقت لایزال رویم

تا او میان ما حکمی جاودانه کند

و ما را صلح و آشتی دهد

آشتی پس از قهر

آه که چیزی لذت بخش تر از این در جهان نیست

نشستن در کنار یار

و با هم سخن گفتن.

 

 شعر از محی الدین عربی – کتاب التجلیات

ترجمه حسین الهی قمشه ای

 



90/11/18 :: 20:48 ::  نويسنده : مهدی توکلی
آدمی را می توان شناخت :
از کتابهایی که می خواند
و دوستانی که دارد
و ستایشهایی که می کند
و لباسهایش و سلیقه هایش
و از آنچه خوش نمی دارد
و از داستانهایی که نقل میکند
و از طرز راه رفتنش
و حرکات چشمانش
و ظاهر خانه و اتاقش
زیرا هیچ چیز بر روی زمین مستقل و مجرد نیست ،
بلکه همه چیزها تا بینهایت با هم پیوند و تاثیر و تاثر دارند

رالف والدو امرسن


90/11/12 :: 9:43 ::  نويسنده : مهدی توکلی

- هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد!



90/11/07 :: 20:52 ::  نويسنده : مهدی توکلی
دوباره به روز خواهم شد.....البته با مطالبی متفاوت....

روز مهندس مبارک



88/12/05 :: 23:6 ::  نويسنده : مهدی توکلی

 

 

گذشت و خاطره شد ......

 

 



88/05/01 :: 15:42 ::  نويسنده : مهدی توکلی